شیمپلنامه! - در باب زلزله!

روزی در دیر زلزله ای حادث شد! شیخ دستی بر محاسن خویش کشید و به مریدان نظری افکند و جهت امتحان اکوی دیر "یک دو سه" ای نمود و سپس گفته کرد "لحظه ای بترسید! سپس به دیوار اندیشه کنید و بعد هرهر بخندید!"...از این گفته بر مریدان حالی آمد که خود بر در و دیوار کوفیدند کوفیدنی!...در این میان مریدی بود صفر کیلومتر! زرتی گفت "یا شیخ! این اسشرها چیست که تاف میدهی!؟"...مریدان از حالت صیحه و ویبره بدرآمدند و بر آن شدند آن مرید همی جر دهند که شیخنا فریاد برآورد "آرام باشید! خودم توجیهش میکنم!" بعد نظری بر آن مرید کرد و گفت "در این دیار چو زلزله ای آید تا یک ساعت همه کپ کنند و بر خویش برینند! ساعتی که بگذرد بر مقاوم سازی اندیشه کنند (لیک از اندیشه فراتر نروند!) و از ساعت سوم جکها گویند و ایمیلها سازند و هرهرها کنند!"...مریدان دوباره صیحه ها کشیدند و حالی کردند کردنی!

/ 34 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هیشکی

خیلی جالب بود سر صبی شارج شدم[خنده][قهقهه]

پرند

[خنده] بر مقاوم سازی اندیشه کنند ! خیلی باحال بود

ایران دخت

حمید خان کلا بسیار باحال می نویسی... با اون ژست عاشقانه نویس هاتم خیلی حال کردم...

سهبا

خب اينجا همه دارن ميخندن ، منم يعني بايد بخندم ؟!!![ناراحت]

دخترآبان

هی من میگم بیاید نماز بخونید روزه بگیرد این بلایا کم شه !!!! شماها گوش نکنید !!! :دی

می نو

ما الان داریم به دیوار اندیشه می کنیم!!!!شیخ ایرانی بوده دیگه مسلما؟

حوری

[قهقهه] خیلی باحال بود

اقدس خانوم

والا ما تو مرحله مقاوم سازی هستیم ...دیشب موقع خواب احساس کردیم جای تخت تو اتاق مناسب نیس و باید بکشیمش اونورتر !!! تازه تو فکر بودیم که اگه زلزله بیاد با این شلوارک پامون اول آقامون و صداکنیم و بچمون رو ورداریم بپریم وسط کوچه یا اول شلوار پاکنیم و بعدا مراحل قبلی رو ... یا پاشیم یه شلوار پامون کنیم وبا خیال راحت بخوابیم ...اما چون خیلی خوابمون میومد گفتیم اگه فوقشم امشب زلزله اومد ملافه رو میپیچیم دور خودمون و در میریم ،هوم ؟؟؟

محبوب

خیلی باحال بود حمید .. کلی خندیدم ... دمت گرم