بازی "پنج وبلاگ نویسی که دوست دارید از نزدیک ببینید"...

این بازی که کرگدن راه انداخته بهونه ای شد تا حرفایی که خیلی وقت بود رو دلم مونده بود رو بگم...راستش خیلی از دوستای مجازیم هستن که بیشتر از رفقای غیرمجازیم دوسشون دارم...روحم با خوندن مطالبشون یا کامنتاشون تازه میشه و اینروزا همه دنیام شدن...طوریکه قطعا یکی از دلایل افسردگی چند ماه اخیرم همین کمبود وقتی بود که باعث شده بود ازشون دور بشم...ولی با اینحال دلم نمخواد دوستیم با هیچکدومشون از این حد مجازی فراتر بره...به چند دلیل :

اول اینکه به تجربه دیدم هرچی دایره دوستان کاملا مجازیم محدودتر میشه به همون اندازه بیشتر رو به خنثی نوشتن و خودسانسوری پیش میرم. چون میدونم کرگدن ناراحت نمیشه از خودش شروع میکنم. تا حالا دهها مورد شده که خواستم یه چیزی بنویسم ولی چون ایشون برادرمه و حتما میخونه و هر روز چشم تو چشم میشیم بیخیالش شدم. یا خیلیهای دیگه که نام نمیبرم...نمیخوام آزادیمو تو این دنیای مجازی بیشتر از این از دست بدم...دوم اینکه به نظریه "وبلاگ برای وبلاگ" معتقدم.البته این دلیل نمیشه به دوستانی که به "وبلاگ برای پیدا کردن دوست خوب (و حتی شریک جنسی خوب و یا حتی تر شریک زندگی خوب!)" معتقدن بی احترامی کنم...برای همه شون آرزوی موفقیت میکنم و به اینکه راهی چنین فرهنگی رو انتخاب کردن آفرین میگم...و سوم اینکه اعتراف میکنم آدم اجتماعی و مدنی بالطبعی نیستم و از برخورد نزدیک با آدمها گریزانم! اصلا یکی از دلایلی که انقدر دنیای وبلاگ رو دوس دارم اینه که قسمتی از نیازهای اجتماعیم بدون اینکه با آدمی چشم تو چشم بشم برطرف میشه...

/ 19 نظر / 30 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حمید

بنده از همین تریبون اسامی اولین گروه مهاجرین رو اعلام میکنم! : کرگدن : http://ololon.blogsky.com/ هیشکی : http://hishkii.blogsky.com/ دکولته بانو (دوست جدید قدیمی!) : http://tag.blogsky.com بنده حقیر سراپا تقصیر! : http://abrechandzelee.blogsky.com/ متعاقبا اسامی سایر شورشیها هم اعلام خواهد شد!...هرکی هم خروج کرد همینجا اعلام کنه!

حمید

میخواستم یه آپدیت اختتامیه هم برای اینجا بذارم ولی همچنان مدیریت پرشین بلاگ ترکیده و نمیشه چیزی نوشت!...خلاصه اش حلالیت خواهی بود به اضافه عذرخواهی بابت این چند وقته که شرمنده خیلی دوستان شدم...امیدوارم از این به بعد بیشتر بتونم برای سلام خدمت دوستان برسم...

ايرن

کاملن در این مورد باهات موافقم!منم ترجیح می دم که دوست مجازی مجازی بمونه و فقط بخونمش!

شيدا

ااااااااااا پرشين بلاگ كه فيلتر بود شما چه جوري آپ كردين؟؟؟؟[تعجب]

شيدا

من كاملاً با حرفهات موافقم حميد عزيز[دست][دست][دست]

دافی نگار

یعنی شدیدا با این نظریه وبلاگ برای وبلاگ موافقم... سعی کردم توی وبلاگم همینطوری رفتار کنم.... نمی خوام مکانی برای دوست یابی و .... بشه... می خوام فقط وبلاگ باقی بمونه.... اولی رو زیاد جدی نمی گیرم البته در مورد خودم... به خاطر کسی یا چیزی حاضر به خود سانسوری نمی شم.. اما قسمت سوم رو قبول دارم و هستم

ما دوتا

merc k behemoon sar zadin,vaghean khoshhal shodam,babate ekoi k too nazara pish oomade boodam mamnoon[خنده]kolli khandidam

پرند

در مورد این پستت... کلاً نظری در مورد مجازی موندن یا نموندن آدم‌ها ندارم در این مورد یه جورایی تابع هر چه پیش آید خوش آیدم! ولی به نظرم یه اصل اساسی و نا نوشته تو زندگی هست که می‌گه همیشه اون کاری رو بکن که بهت آرامش بیشتری میده حتی اگه برای سایرین خوشایند نباشه

اشرف گيلاني

اتفاقا نشون دادي كه اصلن اهل سانسور نيستي وگرنه ايقدرصريح حرف نمي زدي. در من القدس لنات خيلي باحال بود. دمت گرم

سهبا

خب اين كه دلايلتون ! پس بازي تون كو؟